ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه ی بودن
تو طلوع صبح خورشید و دمیدن
ای همه خوبی ، همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من
اسم تو هر چی که می گم
همه تکرار تو حرفای دل من
چشم تو هر جا که می رم
جاری تو چشمای منتظر من
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه ی بودن
تو طلوع صبح خورشید و دمیدن
تو رو اون لحظه که دیدم
به بهانه هام رسیدم
از تو تصویری کشیدم
که اون و هیچ جا ندیدم
تو رو از نگات شناختم
قصه از عشق تو ساختم
تو رو از خودت گرفتم
با تو یک خاطره ساختم
ای تو بهانه واسه موندن
ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه ی بودن
تو طلوع صبح خورشید و دمیدن
ای همه خوبی ، همه پاکی
تو کلام آخر من
ای تو پر از وسوسه عشق
تو شدی تمامی زندگی من
(علی)
نوشته شده توسط آرزو و علی در دوشنبه سی ام آبان 1390 ساعت 11:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
قد یه زندگی راهه
فاصله بین من و تو
کاش میشد که من ببینم
بار دیگه اون چشاتو
میسپردم بوسه هامو
به پر قاصدک از عشق
لحظه های باتو بودن
داره هر ثانیش ارزش
ازچشمم دوری
به قلبم نزدیک
بی هم نمیتونییییم....
منو بی وقفه عاشق کن
که دلگیرم از این دنیا
کی میتونه برای من
تو یک لحظه بشه رویا
چقد دستاتو کم داارم
چقد این خونه دلگییره
ولی وقتی تو اینجایی
تموم دوری میمیره
از چشمم دوری
به قلبم نزدیک
بی هم نمیتونیم.....
از خدا میخوام دوباره
تو رو روبروم ببینم
محو چشمای تو باشم
وقتی رووبروت میشینم
اگه این فاصله میخواد
بین ما جایی بگیره
تورو میگیرم تو آغوش
تا که این دوری بمیره
تا که این دوری بمیره
تا که این دوری بمییییرهههه....[ناراحت]
(آرزو)
نوشته شده توسط آرزو و علی در دوشنبه دوم آبان 1390 ساعت 11:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بچه ها سلام اگه گفتین امروز چه خبرههههه؟؟.............. تولد عشق منه![]()
بخاطرهمینم یکی از بهترین روزای عمرمه...روزی که عزیزم چشمای قشنگشو به روی دنیا باز میکنه...![]()
علی جونم میخوام اینو بدونی که خییییلی دوست دارم...بیشتر از اونکه فکرشو بکنی...
به دنیا خوش اومدی عزیزم![]()
![]()
اینم یه شعر خوکشل تقدیم به تو همراه با بوسه تبریک ازدور![]()
تولدت مبارک مهربان من!
تولدت مبارک...
برای تولد تو می شود٬
با عشق به انتظار نشست٬ به انتظار سالروز تولدت...
تولدت مبارک عزیز دل!
تولدت مبارک...
برای روز میلاد تو می شود لحظه شماری کرد٬
می شود تو را در آغوش کشید و بوسید.
می شود برای روز میلاد تو بهترین ها را آرزو کرد.
تولدت مبارک محبوب من!
تولدت مبارک...
برای سالروز آمدنت٬
خستگی فرار می کند از لحظه های من٬
هر بار که نگاه می کنم به قلبم که حالا مزین به عشق توست.
تولدت مبارک نازنین من!
تولدت مبارک....
اعتراف میکنم امشب بغض کردم.
از شوق بودنت٬
از شوق اینهمه مهربانی مواج در چشمهای تو.
اعتراف میکنم با تو بودن لذت بخش ترین موهبت الهی است در دنیای من.
تولدت مبارک معشوق من!
تولدت مبارک...
در این شب دوست داشتنی٬ چند بار تکرار کنم "دوستت دارم" را٬
تا حک شود در همه لحظه هایمان٬
تا دلهامان تا همیشه یکی بماند و همراه٬
تا بشوم محرم روزگارت٬تا بدانی که چقدر دوستت دارم!!
اینم اون شعره که دیشب گفتم خیلی دوسش دارم میذارم تا بخونی:
بی اعتمادم کن به همه دنیا
اینکه بامن باش
کنار من تنها
کنار من تنها
کنار من تنها...
از اولین جملت
فهمیده بودم زوود
"عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود"
اونقدر میخوامت
همه باهات بد شن
باحسرت هرروز از کنار ما رد شن
حالم عوض میشه
حرفتوکه باشه
اسم تو بارونه
عطر تو همراشه
اون گوشه از قلبم
که مال هیچکس نیست
کی با تو آروم شد؟!
اصلا مشخص نیست!
از اولین جملت
فهمیده بودم زوود
عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود...
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه هفدهم مهر 1390 ساعت 3:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
برای روز میلاد تن من نمیخوام پیرهن رنگی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی برایم جام سرمستی بنوشی
برای روز میلادم اگرتو به فکر هدیه ارزنده ای هستی
مرا باخود ببر تا اوج خواستن
بگو با من:
که با من زنده هستی...
.
.
.
.
.
علی عزیزم مرسی از اینهمه لطفی که به من داری.
واقعا با این جشن تولد غیر منتظره ای که برام راه انداختی سورپرایزم کردی..[لبخند]
منم دوست دارم یه عااااااااااااالمه هرچی بگم بازم کمه![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط آرزو و علی در شنبه نهم مهر 1390 ساعت 4:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
|
|
|
|
|
|
۹مهرهاتولدعزیزدلم آرزو
روز تولدت شد ،نيستم اما كنار تو
.
.
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن :.
.
.
.
. تولدت مبارک
کاش پیش هم بودیم ![]()
اینم یه شعردیگه چون خیلی دوستش دارم
بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک
ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک
تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز
از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا
يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
يکي به نيت تو يکي از طرف من
الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم
به خاطر و جودت به افتخار بودن
تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي
با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي
ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن
همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس
واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد
ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد
اينا يه يادگاري توي خاطره هاته
ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد
تولدت عزيزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون
الهي که هميشه واسه تبريک امروز
بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون

آرزوگل من تولدت مبارک ![]()
ازراه دورمیگم دوست دارم یه عالمه
هرچی بگم بازم کمه![]()

(علی)
نوشته شده توسط آرزو و علی در شنبه نهم مهر 1390 ساعت 0:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
یه روز دلم قول داده بود
که دیگه عاشق نباشه
حتی اگه تنهایی مرد
فکر شقایق نباشه
یه روز دلم قول داده بود
اسیر هیچ چشمی نشه
تنها بره ...تنها بیاد
دلواپس اشکی نشه
اما یه روز نه خیلی دور
چشماتو دید و پر گرفت
یادش نموند قول و قرار
دوباره عشقو سر گرفت
حالا گذشته و دیگه
دل تاپ و تاپ تاپ می کنه
برای دیدن چشات
هی منو بی تاب می کنه
حالا منم مثل دلم
از عشق تو تاب ندارم
دلم می خواد بهت بگم
عاشقتم...خواب ندارم
دلم می خواد همین حالا
کوچه رو آب پاشی کنم
وقتی می یای رد شی بری
دنیاتو آفتابی کنم
دلم می خواد هر جا میری
منم کنار تو باشم
تو می شینی... من بشینم
پا که میشی ...منم پا شم
دلم می خواد تا بدونی
دلم دیگه اسیرته
دلت بخواد یا که نخواد
همیشه فکرم پیشته..

(علی)
نوشته شده توسط آرزو و علی در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ساعت 11:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
داره نبض عاشقیم میکوبه
همه فهمیدن چقد دستپاچم
کاری کردی باز مدیونت شم
من علاقه مند این حرفاتم
چقد این حال و هوا دلچسبه
چقد این لحظه برام شیرینه
همه احساسمو یکجا بردی
چقد این حس به دلم میشینه
من هنوز گیجم و سرگردونم
آخه مهربونیات مشکوکه!
ولی باز خام صدات میشم من
دل من به ساز چشمات کوکه
دوس دارم تمام این لحظات رو
پیش تو باشم که بهم حساسی
بهم عادت کردی غیر از من
فک کنم هیچ کسیو نشناسی
بهم عادت کردی غیراز من
فک کنم هیچ کسیو نشناسی
.................
(آرزو)
نوشته شده توسط آرزو و علی در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 ساعت 2:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام عزیزاااااااااانم.خوب هستید؟؟؟؟؟؟امیدوارم حالتون خوب خوب باشه و سرحالتر ازهمیشه...مثل الان من!!
دو روز پیش یعنی شنبه واسه من یکی از بیاد موندنی ترین روزای عمرم بود.اگه گفتین چرا؟؟؟؟؟.....
یکم فکر کنین......!!![]()
اخه بالاخره به چیزی که میخواستم رسیدم و عزیزمو دیدم......نمیدونین چقدر ازاین بابت خوشحالم و ازش ممنونم که اومد پیشم.![]()
![]()
![]()
میخوام اینو بدونه که خیییییییلی دوسش دارم و واسه دیدن دوبارش از الان لحظه شماری میکنم...
خدایا من که دیگه معلوم نیس دوباره کی ببینمش...پس سپردمش دست خودت.مواظبش باش...![]()
راستی همینجا جاداره که از تمام دوستای گلم بابت این چند روز که نبودم معذرت بخوام.اخه اینترنتم قطع بود.ممنونم که تو این مدتم بهمون سر میزدین و نظرای خوشگلتونو ازمون دریغ نمیکردین ![]()
دووووووووستون دارییییییییییم ![]()
![]()
(آرزو)
نوشته شده توسط آرزو و علی در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390 ساعت 0:56 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

دوستی ساده ما غیر معمولی شد
نمی دونم اون روز تو وجودم چی شد
نمی دونم چی شد که وجودم لرزید
دل من این حسو از تو زودتر فهمید
تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم؟
چه دلیلی داره از تو دست بردارم؟
بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو؟
هرچی شد از حالا همه چیزش با تو
دست من نبود اگه اینجوری پیش اومد
میدونستم خوبی ولی نه تا این حد
انگاری صد ساله که تو رو میشناسم
واسه اینه اینقدر روی تو حساسم
من احساساتی به تو عادت کردم
هرجا باشم آخر به تو بر میگردم
دیگه دست من نیست بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی منو تنها نذاری
عاشق من بمونی منو تنها نذاری
(علی)
نوشته شده توسط آرزو و علی در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ساعت 12:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خیلی وقته که ندیدمت گلم
بی قرارم تا ببینمت گلم
تو سکوت پشت این پنجره ها
موندگارم تا ببینمت گلم
پیشکش نگاه تو قلب منه
یاد حرفهات منو آتیش می زنه
همه هستیم به فدای تو گلم
با تو بودن تنها خواهش منه
کاشکی پرنده ای بودم
پر می زدم رو بومتون
شاید یه روز پنجره هارو واکنی
آبم بدی دونم بدی
عشقو خودت یادم بدی
شاید یه روز اسم منو صدا کنی
گریه هام مرهم دردای منه
بی صدا به عشق فریاد شدنه
این پرنده اسیر بی صدا
داره اسم تورو فریاد می زنه
داره اسم تورو فریاد می زنه
به زودی میام به دیدنت گلم
(علی)
نوشته شده توسط آرزو و علی در شنبه نوزدهم شهریور 1390 ساعت 12:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درميان من وتو فاصله هاست
گاه مي انديشم
مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري
تو توانايي بخشش را داري
دست هاي تو توانايي آن را دارد
که مرا
زندگاني بخشد
چشمهاي تو به من مي بخشد
شورعشق ومستي
و تو چون مصرع شعري زيبا ،
سطر برجسته اي از زندگي من هستي
سلام دوستای گلم خوبیییین؟
بچه ها توروخدا لااقل شما به علی بگین که بیاد پیشم تا ببینمش.شاید به حرف شما گوش بده! ![]()
میدونم که سختشه بیاد ولی...خییلی دلم میخواد ببینمش آخه ![]()
دوستون دارم عزیزانم ![]()
(آرزو)
نوشته شده توسط آرزو و علی در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ساعت 1:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
كاش توقحطی شقایق
باز بشیم سوار قایق
بشینیم بریم تودریا
من وتو تنهای تنها
ماهیا خیلی امینن
نمیگن اگه ببینن
انقدر میریم كه ساحل
از من وتو بشه غافل
قایق وباهم می رونیم
میریم اونجاها می مونیم
جایی كه نه آسمونش
نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب وجوشش
نه صدای گلفروشش
مث اینجا آهنی نیست
خوبن اما گفتنی نیست
پس ببین، یادت بمونه
كسی ام اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا
وعده ء مالب دریا
دوووووسسستتتت دارررررمممممم به خدا
دوووووسسستتتت دارررررمممممم به خدا
(علی)
نوشته شده توسط آرزو و علی در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ساعت 7:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام بچه هاخوبین منم علی
همون پسرک تنهای سابق ولی دیگه تنهانیستم
چون حالاآرزورودارم
حالادیگه اسم خودمو گذاشتم
ازحالابه بعد دوتای مینویسیم
امیدوارم خوشتون بیادفعلا
علی
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ساعت 7:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
حواسم بهت هست که دلواپسی
میدونم شبا صاف و پرنور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
منو موجا هرروز سیلی زدن
شکستم ولی صخره بار اومدم
کنارم نبودی ببینی چطور
با این بی کسی ها کنار اومدم
نمیگم که منت بذارم سرت
نمیگم که از همه بهترم
فقط کاش بدونی کی از دست رفت
فقط کاش بفهمی چی اومد سرم
تو یک روز پریدی تو مه گم شدی
ولی انتظارت هنوز با منه
به این قصه خوشبین تر از سابقم...
سلااااااام دوستای گلم.دلم براتون تنگ شده بووود...
![]()
![]()
این شعر از یکی از دوستامه. خودش گفته!قشنگه نه؟؟!! ![]()
نظر یادتون نره ها ![]()
(آرزو)
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ساعت 5:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عید به دوز قدح اشارت کرد
ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد...
.
.
.
ازطرف خودم و علی عید سعید فطر رو به همممه شما دوستای گلم تبریک میگم ![]()
و امیدوارم طاعات و عباداتتون تو این ماه عزیز مورد قبول درگاه ایزد منان قرار گرفته باشه ![]()
برای همتون آرزوی توفیق دارم...![]()
(آرزو)
نوشته شده توسط آرزو و علی در چهارشنبه نهم شهریور 1390 ساعت 0:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
در بی کران دو چیز افسونم می کند
آبی آسمان و خدا....
یکی را می بینم ومی دانم که نیست
و او را نمی بینم و
می دانم که هست...
خدا جونم خیییلی دوست دارم پس...هیچوقت هیچوقت هیچوقت تنهام نذار![]()
(آرزو)
نوشته شده توسط آرزو و علی در سه شنبه هشتم شهریور 1390 ساعت 1:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
ميدونم خوب ميدوني تو تارو پود و ريشه مي
تو که از دنيا گذشتي واسه يک خنده من
چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن
تو خيالمم نبود دوباره عاشقي کنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي کنم
نمیدونم چي بگم که باورت شه جونمي
توي اين کاووس درد روياي مهربوني
ميدوني با تو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو
اين خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره
وقتي حتي پيشمي دلم برات تنگ ميشه باز
عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت که بي تو از نفسام سير ميشم
نميدونم چي ميشه بد جوري گوشه گير ميشم
ممنونم که بچه بازيهامو طاقت ميکني
هرچقدر بد ميشم اما تو نجابت ميکني
هر کجاي دنيا باشم با مني در مني
نگران حال و روزم بيشتر از خود مني
ميدوني با تو پرم از شعر و ستاره
ميدوني بي تو لحظه حرمتي نداره
ميدوني در تو
اين خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه ششم شهریور 1390 ساعت 7:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام خوش اومدی ممنون ازاینکه بلاخره اومدی
ایشالاباهم وبو میچرخونیم
ممنونم بهم اعتمادکردی مطمئن باش جواب اعتمادتو میدم
راستی این شعرم که میذارم برا تو
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه ششم شهریور 1390 ساعت 6:59 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلاااااام.یه سلام داغ داغ به همه ی خواننده های عزیز این وبلاگ
امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه
معرفی میکنم من آرزو هستم.دوست علی یا همون پسرک تنها(البته اگه من بذارم تنها بمونه!!)![]()
اومدم تا ازاینجا ببعد تو نوشتن همراه علی باشم.البته این خبر چندان جدیدی نیست چون علی اقا خودش این خبرو تو چندتا پست قبلیش داده.
حالام یکم دیر اومدم ولی بالاخره که اومدم
پس خوش اومدم!!![]()
همتونو دوست دارم.امیدوارم از پستایی که میذارم خوشتون بیاد![]()
پس فعلا همتونو به خدا میسپرم![]()
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه ششم شهریور 1390 ساعت 4:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

آرزویم این است
نتراود اشک در چشم تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
وبه اندازه ی هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد . . .
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه
که دلت می خواهد
آرزویم این است.....
نوشته شده توسط آرزو و علی در پنجشنبه سوم شهریور 1390 ساعت 2:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی نیست.....:
تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم.....:
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست.....:
تنهایی را دوست دارم زیرا...............:
در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد.
پسرک تنها..........................................................:
نوشته شده توسط آرزو و علی در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ساعت 2:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ ،تنها، نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد
شب مرگ، از بیم ، آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم ، که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی! آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 2:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام به همگی
خوبین خیلی وقته نتونستم بیام
از همه ی دوستام ممنونم که بهم سرمیزدن تواین مدت
امشبم یه آپ دارم که خودم خیلی ازاین شعرخوشم میادبرا همین تصمیم
گرفتم بذارم امیدوارم شماهم خوشتون بیاد پس فعلا
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 2:13 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
همون گهواره ای که خاطرم نیست
همون امنیت حقیقی و راست
همون جایی که شاهزاده ی قصه
همیشه دختر فقیرو می خواست
همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولی خیلی بزرگتر
نه ترس سایه بود نه وحشت باد
نه من گم می شودم نه یک کبوتر
دلم تنگ برای گریه کردن
کجاست مادر کجا ست گهواره ی من
نگو بزرگ شدم نگو که تلخه
نگو گریه دیگه به من نمی یاد
بیا منو ببر نوازشم کن
دلم اغوش بی دغدغه می خواد
تو این بستر پاییزی مسموم
که هر چی نفسه سق بریده
نمی دونه کسی چه سخت موندن
مثل برگ روی شاخه ی ترکیده
دلم تنگ برای گریه کردن
کجاست مادرکجاست گهواره ی من
ببین شکوفه ی دل بستگی هام
چقدر اسون تو ذهن باد می میره
کجاست اون دست نورانی و معجز
بگو بیاد و دستمو بگیره
کجاست مریم ناجی مریم پاک
چرا به یاد این شکسته تن نیست
تو رگبار هراس و بی پناهی
چرا دامن سبزش چتر من نیست
دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر کجاست گهواره ی من
نوشته شده توسط آرزو و علی در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 ساعت 2:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود
تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود
هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم
سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود
بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست
آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود!
یک عمر پا به پای غمت اشک ریختم
در هیأتت همیشه غذا بود،جا نبود!
غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس
در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود
از من گذشت دختر باران! ولی بدان
این رسم عشق بازی پروانه ها نبود
با آخرین قطار از این شعر دل برید
مردی که هیچ وقت برایت "خدا نبود"
نوشته شده توسط آرزو و علی در یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ساعت 12:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY